جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

383

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

است . و بدون شك دوستى و مهر آنان ، وقتى ظاهر شود كه كينه‌اى در دل نداشته باشند و نيكخواهى آنان آنگاه روشن گردد كه دولتشان را بارى سنگين بر دوش خود نبينند . » براى تقديس هرگونه كار و عملى و به‌خاطر وضع حدودى محكم درقبال بطالت و تن‌پرورى و مانع‌شدن از كار ، على مقرر داشت كه اساس برترى بعضى از مردم بر بعضى ديگر ، فقط كار باشد ، نه حسب و نسب موروثى و نه آقايى ساختگى . چنان كه گفت پاداش هركسى در قبال كارى است كه انجام مىدهد و در اين باره چنان سخت گرفت كه معروف شد على ياور هركسى است كه كار مىكند و دشمن آن كسى است كه به گدايى مىپردازد و كارى را كه بر او و بر توده مردم مفيد باشد ، انجام نمىدهد . داستان او با برادرش عقيل‌بن ابيطالب كه آمده بود و بدون كوشش و كار سهم بيشترى از بيت‌المال مىخواست و امام او را جواب رد داد ! معروف است . از نظر على دورترين اعمال به عدالت ، ندادن مزد كارگر و بخشيدن ثمرهء كار او به استثمارگر و در نتيجه تضييع حق اوست . در زمان او ، چه بسا كارگر و « رنجبرى كه ضايع شده و زحمتكشى كه زيان برده » بود ، وجود داشت ، ولى او اين وضع را نمىپذيرفت . به اين سخن جاودان گوش كنيد كه تا انسان و جامعه بشرى وجود دارد در سرلوحه قوانين اجتماعى و انسانى برقرار و جاودانه خواهد ماند : « . . . سپس مقدار رنج و كار هريك از آنان را براى خودش منظور بدار و كار و رنج كسى را به حساب ديگرى مگذار و هرگز مانع از آن مباش كه او كار خود را به انجام برساند . و نبايد بزرگى كسى ، تو را برآن